خييييلي سرگرم بودم و سرم شلوغ.. در حال نوشتن فصل آخر پايان نامم هستم !!
آقاي شوهرم مشغول كار..
تو اين مدتي كه نبودم كلي مسافرت رفتم با خانواده و دوستاي دانشگام..
يه تهران رفتيم كه عااالي بود با دوستاي دوران كارشناسيم كه خييييلي خوش گذشت..
همه چي رو به راهه ..
مهمترين و قشنگ ترين اتفاق به دنيا اومدن پسر برادرشوهرمه كه كلييييي انرژي اورده تو خانواده ي همسر..
يه مشكلات كوچولوي خانوادگيم پيش اومد كه خداروشكر حل شد..
ديگه فعلا همين..
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاده