آقامون رفت کرمانشاه..
از اونجا دوتا اتوبوسشون رو فرستادن همدان..
دلم بسیااااااااااااااااار تنگ شده
ولی..
اصفهان مهمونی دعوت شدیم خونه شادی جوووونم..
دیگه بخاطر سریع تر گذشتن و سرگرم یودم با خوهر رفتیم به سوی اصفهان..
کللللللللللللللللللللی خوش گذشت
در کنار : شادی / فرشته / سمیرا / فائزه / طاهره / مریم
یکمم اصفهان گردی کردیم..عالی بود..
95/04/25-26
"کاش زمان زود بگذره "
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاده