خرید بک لینک

سلااااااااااااااااااااام

من اومدم باز..

من اومدم..

از وقتی اینستا اومده دیگه اینجا یادم رفته بود

همه چی خوبه خداروشکر

حدودا 5 سال از عروسیمون میگذره و ما هنوز تصمیم نداریم عضو به‌روزی به زندگیمون اضافه کنیم..

من سرکار میرم و تو یه مرکز مشاوره مشغول کارم. از کمک کردن به آدما لذت می برم.

همه چی رو به راههه..

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:36

سلام خيييلي وقته نيومده بودم اينجا  خييييلي سرگرم بودم و سرم شلوغ.. در حال نوشتن فصل آخر پايان نامم هستم !!آقاي شوهرم مشغول كار.. تو اين مدتي كه نبودم كلي مسافرت رفتم با خانواده و دوستاي دانشگام.. يه تهران رفتيم كه عااالي بود با دوستاي دوران كارشناسيم كه خييييلي خوش گذشت.. همه چي رو به راهه .. مهمترين و قشنگ ترين اتفاق به دنيا اومدن پسر برادرشوهرمه كه كلييييي انرژي اورده تو خانواده ي همسر.. يه مشكلات كوچولوي خانوادگيم پيش اومد كه خداروشكر حل شد.. ديگه فعلا همين..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 17:07

سلااااااااااااااااااااام

من اومدم باز..

از وقتی اینستا اومده دیگه اینجا یادم رفته بود

همه چی خوبه خداروشکر

حدودا 5 سال از عروسیمون میگذره و ما هنوز تصمیم نداریم عضو جدیدی به زندگیمون اضافه کنیم..

من سرکار میرم و تو یه مرکز مشاوره مشغول کارم. از کمک کردن به آدما لذت می برم.

همه چی رو به راههه..

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 5 دی 1399 ساعت: 18:31

سلااااام..

پروپوزال تصویب شد با یه موضوع هیجاااان انگیز

حسابی درگیر پایان نامه هستم..

امتحاناااا عااااااااالی معدل نزدیک 19!!

هر هفته شنبه ها کارگاه که اسفند ماه تموم میشه ایشاالله..

و خبر مهم اینکه یکی دوماه دیگه زن عمو میشم بللللللللله و خیلیم خوشحالم

آقای همسر اردیبهشت سربازیشون تموم میشه و یک بار سنگین از رو دوششون پایین میاد..

4 اسفند با خواهری کنکور دکترا داریم!!

دیگه همین..

خدایا عاشقتم

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 18:38

سلام.. اول اینکه کنکور خیلی سخت بود !! دوم الان شیرازیم و خواهرم دماغشو عمل کرد به به ... پارچه خریدیم واسه دوختن یه لباس فوق العاده واسه عید نوروز.. دیگه اینکه دانشگاه تموم فعلا نباید برم و در جوار خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 18:38

سلام سلام.. این چند وقت کلی خوش گذشت اکثرا مهمونی و گردش بودیم چندتا عروسی هم داشتیم و داریم.. آقاییم اداره میره از ساعت 8 تا 1 خداروشکر راضیه.. و کم کم به پایان این خوشی های زودگذر نزدیک میشویم رفتم دانشگاه و استاد راهنمامو انتخاب کردیم و الان در مرحله ی انتخاب موضوع پایان نامه هستم روزای سختی پیش رو دارم!!! امیدوارم از پسش بر بیام.. راسی نمره های ترم دو هم عااااالی شدن 20،19،18 دوتام 16 25 شروع کلاسا ... الانم اومدم شیراز یکم خرید و یکم حال و هوا عوض کردن .. "خدا جونم عااااشقتم" + نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۷ساعت 14:16&nbsp توسط Aღ♥ღZ | ادامه مطلب

برچسب: تابستونم, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 6:27

یووووووووووووهووووووووووووووووووووووو ترم اول کاذشناسی ارشد تمووووووم شد.. واااای راحت شدم.. چقدر امتحانا سخت بود و نفسگیر !!! اومدم خونه... مامانم اینا مبل و میزنهارخوری و سرویس خوابمو از شیراز گرفتن و آوردن وااااااااااااااااااای عااااااااااالی شده عالی شدهاااااا.. گیفت های عروسیمو درست کردم با اسم و تاریخ..ان شاالله کم کم وسایلمو میبرم تا وقت دارم کم کم بچینم تو خونه...تا ببینم چیزی کم و کسر هست یا نه! آقاییم دل تو دلش نیس اسفندماه بشه و ذوق و شوق خاصی واسه خونه و چیدن وسایل داره.. پ.ن : دقیقا دوماه دیگه این شب... "مامان بابای مهربونم ممنون که هستین و همه چی و اونجوری پیش میبرین که من میخواادامه مطلب

برچسب: ترم,کارشناسی,ارشد,تمام, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلاااااااااااااموو اوه اوه چقدر سخته.. یه عااااااااااالمه کار کردم.. وسایلمو کلا بردم چهاردیواریمون.. آشپزخونه رو کامل چیدم ولی بقیه جاها ناقصه هنوز.. خییییییییییییییییییییییییییلی حس خوبی دارم.. آقاییم به شدت خوشحاله.. همه از وسایلای خونم کلی تعریف میکنن و میگن سلیقت خیلی خوبه.. امروز رفتم نوبت ارایشگاه گرفتم..آتیله هم که قبلا گرفته بودم.. تابلوی دوست داشتنیمو درست کردم با کمک بابام و همسر جان..عااااااالی شده عاشقشم.. کارت عروسیم وای یعنی محشره از اینستا سفارش دادم ار کرج اومد واسم.. کیکم باید برم سفارش بدم.. امروز یکم استرس گرفتم که خونم هنوز کامل چیده نشده(همش تقصیر نصاب پرده هس که نمیاد پرادامه مطلب

برچسب: حال,چیدن,وسایل,چهاردیواری, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلاااااااااااااام..

رفتم پرو لباس عروس

مامان دوستم لباسمو میدوزن واسم اصفهان..

یعنییییییییییییییییییییییی عاااااااااااااااااااااااااالی فوق العاده همون که میخواستم..

لباس عروسم آستین داره و شکوفه های ریز برجسته روش کار شده و دامنشم تور و پف

یکمم دنباله داره..

خودم که عااااااااااااااااااشقش شدم..

"ممنون آقاییم که همیشه پشتیبانمی"

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۲/۱۰ساعت 0:27 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: پرو,لباس,عروس, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلام.. چیندن خونه تموم شد پرده هارم اومدن نصب کردن.. عااااااالی شده همونکه خودم میخواستم.. رفتیم دسته گل و گل ماشین عروس و کیک عروسی و .. سفارش دادیم.. کارت عروسیمو از تهران سفارش دادم واسم اومد فوق العادس از قشنگی.. تقریبا کارتای عروسی و پخش کردیم.. هفته ی پیش رفتیم شیراز و کارت فامیلای شیرازیمونو دادیم و کلی خرید کردیم واسه آقایی و خودمم یکم خرید کردم..(من خریدامو کم کم اصفهان و یزد انجام داده بودم)آقاییم خریداش کمر شکن بود.. کت و شلوار آقاییم و از گراد خریدیم که فوووووووووووق العاده بهش میاد..ماشاالله خداروشکر همه چی عالی داره پیش میره.. "خداجوووونم شکرت" + نوشته شده در پنجشادامه مطلب

برچسب: خرید,کارت,عروسی, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلااااام عروس اومد.. همه چی عااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووود 27 اسفند سالگرد ازدواجمون مصادف شد با حنابندون خداروشکر به بهترین نحو ممکن تموم شد.. عروسیمون فوق العاده بود.. همه ی مهمونا از همه چی کللللللللللللللللی تعریف کردن و خوششون اومده بود خودمونم که اصلاااا باور نمیکنیم که تموم شد.. همه چی همونجور اتفاق افتاد که خودم میخواستم.. آقاییم با اینکه خیلی خجالتیه اون شب هرچی گفتم گفت چشم.. بهترین شب زندگیم بود.. سوپرایز کادوی داداشم که گوشی اپل بود عاااااااااااااااااالی بود وسط سالن جیغ میزدم(داداشم 18سالشه) سوپرایز اتاق که دخترخاله های همسرجان و خواهر و داداشم اماده کرده بودن فوقادامه مطلب

برچسب: عروسی,اسفند, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سال نو مباااااااااااااارک.. امسال سال تحویل با همه ی سال ها متفاوت بود.. همه خونه ی پدرشوهرم بودن فامیلا از شیراز و شهر خودمون.. یه 50 نفری میشدیم.. سال تحویل همه خووووشحال و سرحال بودن.. یه عکس دسته جمعی گرفتیم که عاااالی شد همه تو عکس بودیم منو همسرجان اول نسشتیم (عروس و دوماد بودیمااا) همه کلی ازم تشکر کردن که فکر نمیکردیم عروسی نزدیک عید اینقدر خوب باشه.. همه میگفتن بهترین سال تحویلمون امسال بوده.. عصر پاتختی برگزار شد.. "و این چنین پرونده ی عروسی بسته شد" + نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ساعت 12:42 توسط Aღ♥ღZ | ادامه مطلب

برچسب: سال,تحویل,پاتختی, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

اردیبهشت خوووشگل

من عاشق این فصلم..

همه چی خیلی خوب و آروم داره پیش میره..

دانشگاه برقراره و همسر هم که مدرسه..

مامان و خواهرجانم رفتن مشهد و کلی سوغاتی گیرم اومد و در نبودشون قرار بود تغذیه ی بابا و داداشو من تامین کنم..ولی خداشاهده یه وعده من غذا درست نکردم همش مهمون بابا بودیم..

"خداجونم عاشقتم"

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۷ساعت 10:10 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: آروم, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلااااااااااام.. از کجا واستون بگم؟؟؟ آهان از اینجا که سه روز در هفته دانشگام.. یه روز خونه خودم ( که فقط همون روز آشپزی میکنم) بقیشم خونه مامانم.. کارای خونه رو همسرجان انجام می ده..(منم کم و بیش کمک می کنم) همه ی غذا هارو برای بار اول درست کردم که از همشووون کللللی تعریف کرد همسرجان!!(البته شامی که درست کردم خودم نتونسم بخورم ولی همسر تا ته خورد!!!!) نه جدی دسپختم خوبه .. الانم امتحانای ترم دو ارشد شروع شده و به سختی دارم عقب موندگیامو جبران میکنم(آخی کل این ترم درگیر کارای عروسی بودم) من اومدم اصفهان دانشگاه ، آقامونم اومده!! یعنی عاشقشم هی واسم چیزای خوشمزه میخرید میوورد دم خوابگاه.. خداروادامه مطلب

برچسب: مثلا,خانم,خونه,اومده, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلام امتحانام تمووووووووم شد خييييييلي خوشحالم خداروشكر همشون خوب بودن اومدم خونه و بعد از يه روز استراحت كامل چهارديواريمونو برق انداختم خدايي اقاي همسر خيلي تمييز و مرتب هست ولي بازم خانم خونه بودن يه چيز ديگس ٤ ساعت كامل مشغول بودم بعدم كه افطاري اخر و خدافظي با ماه رمضون ديشيم يهووووو ساعت ١ شب تصميم گرفتيم با دوتا از دوستامون اومديم شيراز ساعت ٤ صبح رسيدم و تا برسيم خونه ساعت ٥ شد و اش سبزي خريديم و نوش جان كرديم و خوابيديم.. خييييلي دوستامون خوبن و باهاشون خيلي خوش ميگذره الان داريم اماده ميشيم بريم دور دور.. واقعا به اين سفر واسه استراحت احتياج داشتم ☺️ + نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶ادامه مطلب

برچسب: امتحانام,تموم, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

صفحه بندی