خرید بک لینک
سلااااام

عروس اومد..

همه چی عااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووود

27 اسفند سالگرد ازدواجمون مصادف شد با حنابندون

خداروشکر به بهترین نحو ممکن تموم شد..

عروسیمون فوق العاده بود..

همه ی مهمونا از همه چی کللللللللللللللللی تعریف کردن و خوششون اومده بود

خودمونم که اصلاااا باور نمیکنیم که تموم شد..

همه چی همونجور اتفاق افتاد که خودم میخواستم..

آقاییم با اینکه خیلی خجالتیه اون شب هرچی گفتم گفت چشم..

بهترین شب زندگیم بود..

سوپرایز کادوی داداشم که گوشی اپل بود عاااااااااااااااااالی بود وسط سالن جیغ میزدم(داداشم 18سالشه)

سوپرایز اتاق که دخترخاله های همسرجان و خواهر و داداشم اماده کرده بودن فوق العاده بود

وقتی وارد اتاق خواب شدم سقف پر از بادکنک بود و یه جعبه روی تخت و دورتادور اتاق هم بند بود و بهش عکس آویزون بود

جعبه رو وقتی باز کردم باز میشد و روی دیواره هاش عکس بود دوباره جعبه ی بعدی همینطور هی در جعبه ها رو باز میکردم و جعبه ی بعدی و روی دیواره هاش عکس بود

فووووووووووووووق العاده بود کارشون با دست ساخته بودن..

"خوشحاااااااااااالم که بهترین شب زندگیم به بهترین نحو ممکن گذشت"

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۰۳ساعت 12:13 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: عروسی,اسفند, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

صفحه بندی